توصیه امام خمینی به جوانان:قدر جوانیتان را بدانید

جوانها قدر جوانیشان را بدانند که صرف کنند در علم و در تقوا و در سازندگی خودشان که اشخاص امین صالح بشوند که مملکت با اشخاص امین صالح می‌تواندمستقل باشد.

همه این پیوستگی هایی که ما به خارج پیدا کردیم دنبال این بود که ما رجال صالح نداشتیم. آن وقت اگر رجال صالحی بودند، کنار بودند؛ کنار گذاشته بودند. آنهایی که در میدان بودند رجال صالح نبودند، دانشمند هم بودند، اما رجال صالح نبودند، به درد مملکت نمی‌خوردند! و آنها بودند که ما را پیوسته به خارج کردند و سالهای طولانی مملکت ما در حلقوم خارجیها منافعش فرو رفت؛ و به ما آن کردند که الآن می‌بینید که هیچ نداریم. شماها ذخایر این مملکت هستید، جوانید، دانشجو هستید، ذخیره این مملکت هستید، طوری بکنید که این ذخیره‌ها برای مملکتتان مفید واقع بشود و خودتان را اصلاح بکنید تا ان شاء الله یک انسانهای متعهد صحیح العمل امین؛ کشورتان دست خودتان و خودتان اداره‌اش بکنید. آدم امین را هیچ کس نمی‌تواند مُعْوَجش کند. اشخاصی که اعوجاج دارند اینها امانت ندارند؛ اینها صلاحیت ندارند.

بخشی از سخنرانی امام خمینی(ره) در جمع دانشجویان (۵۸/۴/۱۷)

جوانان،خودرابی نیاز ازهدایت وهمکاری علماندانند

نکته دیگری که ازباب نهایت ارادت وعلاقه ام به جوانان عرض می کنم،این است که درمسیرارزش ها ومعنویات ازوجودروحانیت وعلماء متعهداسلام استفاده کنیدوهیچ گاه وتحت هیچ شرایطی خودرابی نیاز ازهدایت وهمکاری آنان ندانید.روحانیون مبارز ومتعهد به اسلام درطول تاریخ ودرسخت ترین شرایط همواره بادلی پرازامید وقلبی سرشار ازعشق ومحبت به تعلیم وتربیت وهدایت نسل ها همت گماشته اند وهمیشه پیشتاز وسپربلای مردم بوده اند.

تفریح داشته باش

امام وقتی می بیند من روزهای تعطیل مشغول درس هستم می گویند:به جایی نمی رسی،چون بایدموقع تفریح، تفریح کنی.این مسئله رابه پسر من جدی می گویند.این نقل قول ازخودامام است که درحضورمن مکرر به پسرمن می گفتند:«من نه یک ساعت تفریحم راگذاشتم برای درس ونه یک ساعت وقت درسم رابرای تفریح گذاشتم»؛ یعنی هروقت رارابرای چیزخاصی قرارمی دانند وبه پسرمن این نصیحت رامی کردند که تفریح داشته باش.اگرتفریح نداشته باشی نمی توانی خودت رابرای تحصیل آماده کنی.

معنویت وخداجویی یک دخترجوان

آنچه برای من یک خاطره فراموش نشدنی است،با اینکه تمام صحنه هایش چنین است،ازدواج یک دخترجوان با یک پاسدارعزیز است که درجنگ،هردو دست خود راازدست داده واز هردوچشم آسیب دیده بود.آن دختر شجاع با روحی بزرگ وسرشار ازصفا وصمیمیت گفت:حال که نتوانستم به جبهه بروم،بگذار بااین ازدواج دین خود را به انقلاب وبه دینم ادا کرده باشم.عظمت روحانی این صحنه وارزش انسانی ونغمه های الهی آنان را نویسندگان،شاعران،گویندگان،نقاشان،هنرپیشگان، عارفان،فیلسوفان،فقیهان،وهرکس راکه شماها فرض کنید،نمی توانند بیان ویاترسیم کنند وفداکاری وخداجویی ومعنویت این دختر بزرگ راهیچ کس نمی تواند با معیارهای رایج ارزیابی کند

دختران جوان بیشترخودرا بپوشانند

امام همیشه به مامی گفتند:درست است که می گویندوجه کفین پیدا باشد،اماجوان ها بهتراست کمی بیشترخود را بپوشانندوخیلی تأکید می کردند که درخارج ازمنزل هیچ گونه عطری مصرف نشود.یادم هست که دریکی ازعیدها، امام به نواده دختری دیگرشان عطرهدیه دادند وبه من یک چیزدیگر وفرمودند:چون توازدواج نکرده ای،بنابراین احتیاجی به عطرنداری.

تاجوان هستید

سال 65یک شب درایامی که امام،تازه ازبیمارستان مرخص شده شده بودند درکنارامام خوابیده بودم وامام هنوز حال نقاهت داشتند،بااین همه برای نمازشب برخاستند.ایشان وقتی خواستند وضوبگیرند موقع مسح کشیدن پا،چون نمی توانستند وبرای ایشان مشکل بود دستشان را به شانه بنده تکیه دادند وفرمودند:فلانی،گفتم:بله،فرمودند:تا جوان هستیدعبادت خدا رابکنید،اگرپیرشدیدمثل من دیگرنمی توانید.

جوانی وجدیت در نماز شب

در ایامی که من با امام بودم وتوفیق خدمتگزاری داشتم،نماز شب را ترک نکردند.آقایانی که قبل از آن با ایشان بودند،حتی هم دوره ای ها وهم حنجره ای های ایشان نقل می کردندکه امام از همان اول که مشغول تحصیل بودند در نماز شب جدیت داشتند.

توصیه ای درحل مسایل خانوادگی

یکی ازدختران امام نقل می کردند:درابتدای ازدواج،خدمت آقارسیدیم که توصیه ای بفرمایند.ایشان به بنده فرمودند: اگرشوهرتان ناراحتی داشت،به هردلیلی به شما چیزی نگفت،بدسلوکی کرد؛شماهمان وقت هیچ نگویید،اگرچه حق باشما باشد.بگذارید آنحالت عصبانیت که فروکش کرد،حرف خودرا بزنید.عین همین توصیه رابه شوهرم نیزکردند. بنده وقتی این حرف راشنیدم،درابتداخیلی به آن اهمیت ندادم.بعدها که فکرکردم،دیدم انصافأ ریشه بسیاری از اختلافات خانوادگی،به همین جابرمی گردد.لذا ازآن به بعد،هروقت کسی ازمن،توصیه ای درباره مسایل خانوادگی خواسته است،همین سفارش حضرت امام را گفته ام.