!!...شهدا بدجوری فراموش شدند

امروز همه به دنبال کسب نام هستند و گمنامی فقط برای شهدا به ارث رسیده است!!!

امروز جانبازان موجی را از اجتماع دور نگه می دارند تا آسیبی به افکار عمومی نرسانند!!

امروز کسی نمیداند،مهدی باکری در وصیت نامه خود از خدا خواسته بود جسدش برنگردد و تکه ای از زمین را اشغال نکند!!!

امروزکسی نمیداند،شب عملیات خیبر حاج مهدی باکری،برادرش حمید باکری را جا گذاشت ورفت!!!

امروز کسی نمی داند مهدی زین الدین، رتبه چهار کنکور سراسری را داشت!!!

امروز کسی نمی داند تکه های پیکر شهیدی را درون گونی برای خانواده اش فرستاده بودند!!!

امروز قرن ۲۱ است!!!

شــهــدا شــرمــنــده ایــــم...


                                                                    

وصف جبهه اززبان شهدا

**********************

آرى يارانمان رفتند و تنهايمان گذاشتند؛ اين پرستوهاى عاشق پرواز ... اين دلاوران، همراه با شفق رفتند و به نور مطلق پيوستند تا طلوع فجر را بر قله‏ ى گيتى نمايان سازند. اگرچه سوختند، خود گواهى بر صداقتشان داشتند و ماندن، در اين ميان، چه درد عظيمى است. ماندن، با قلبى پردرد و با چشمى پر خون، نظاره ‏گر شهادت يك يك حسينی ‏ها و حمزه ‏ها و عباس ‏ها و گويى كه پشتمان را شكسته‏ اند. زنجيرهاى اسارت درد بر دست و پايمان بسته، غم بر سينه‏ هايمان نشسته و ما نگران فرداى خويشیم. خدايا! تو مى ‏دانى كه ما از نبودن اين يارانمان در رنج نيستيم، چرا كه از هستى خويش در رنجيم و زخم ماندن را بر پيكرهامان تجربه مى‏ كنيم، زيرا كه مى ‏دانيم در واقع، آنها زنده ‏اند و ما زندگان، مرده ‏ايم. شهيد غلامعلى نورى

**********************

وصف جبهه اززبان شهدا


**********************

 در جبهه ‏هاى نور عليه ظلمت كه معراج انسان‏هاى مخلص و مؤمن و ايثارگر است و كلاس درس و مدرسه ‏اى جهت عشق به خدا و اسلام به شمار مى ‏رود و كشتى نجات دهنده از ظلمت و گمراهى هستند به سوى ساحل نور و ايمان و البته توفيق حضور در اين ميدان‏ها و جبهه ‏ها نصيبم شد و از نزديك، شاهد رشادت‏ها و جانبازى ‏ها و ايثارگرى ‏ها و از خودگذشتگى‏ جوانان مخلص و كم نظير بودم. شهيد حسن آقاسى ‏زاده       

**********************

شب حمله است، شبى است كه حمله ‏اى را با نام كربلا می خواهیم به امید حق... و با فرماندهى امام زمان (عج) شروع كنيم. در اين حمله، حتماًجهت گشايش راه، خون لازم داريم... و اكنون شايد خون من هم قابل آن باشد تا قطره‏اى از رود خروشان اين راه باشد. اميدوارم كه شهادت من، شما را در راه اسلام و درراه اطاعت از رهبرى حسين زمان، امام خمينى مقاوم نمايد.  شهيد مجيد حجتى       

**********************

عروسى من در جبهه، عروسى من، شهادت است. صداى غرش گلوله، توپ، خمپاره، عقد مرا خواهند خواند. با پوششى از خون گرم و سرخ، خود را براى معشوقم - الله تعالى- آرايش خواهم كرد. در غلغله‏ ى شادى مسلسل‏ها و بارش نقل سربى در حجله ‏ى سنگر، عروس شهادت را به آغوش خواهم كشيد. عروس من شهادت و نام فرزندم آزادى ومن از اينجا فرزندم آزادى را به شما مى ‏سپارم كه از آن محافظت كنيد. شهيد على اصغر خسروى       

**********************

 جبهه، بهترين محل براى آزمايش و پس دادن امانت است و اين را بدانيد وقتى انسان مى‏ خواهد با خدا معامله كند، بايد بهترين چيزى را كه دارد، تقديم كند. شهيد ابراهيم آموزگار       

**********************

اكنون که من شربت شهادت را مى‏ نوشم و به شهادت مى ‏رسم، نمى ‏دانم با چه زبانى اينجا را توصيف كنم. وقتى با اين برادران رزمنده صحبت می شود، می بینم بعضى برادرشان شهيد يا مفقود است و ایشان سلاح آنان را به دوش می کشند وفقط بايد انسان اين‏ها را در جبهه ببيند و درس بگيرد.  شهيد غلامرضا كاركرده       

**********************

 اين لطف خداوند بود كه نصيب اين بنده‏ ى حقير شد كه واقعاً اگر عشق است، در جبهه‏ ها است، اگر ايمان است، در جبهه‏ ها است و اگر دعا و معنويات است، در جبهه است و اگر صفا و صميميت و اخلاص است در جبهه ‏ها است. شهيد محمد رضا پلنگى

منبع/سایدنویدشاهد      

**********************

وصف جبهه

*************************

 به اميد آن روز كه با مجاهدت‏ها و شكست دشمنان اسلام و پيروزى نهایى رزمندگان عزيز، با پيكرى خونين در حال نبرد با دشمنان اسلام و قرآن به خداى خويش بپيوندم. چون خدا دوست دارد كه بندگان خالص و فداكار خويش را در چنان حالتی ببينيد. و خوش به حال آن عزيزانى كه سال‏ها در راه محبوب خويش در هواى گرم تابستان و سرد زمستان در سراسر كربلاهاى ايران زمين، از جنوب تا غرب و شمال غرب، عرق ريختند و نهايتاً شايستگى آن را پيدا کردند كه حسين وار به مقام عندرب برسند. شهید غلامرضا شريفى پناه

*************************

 جبهه ‏اى كه سراسر ايثار و فداكارى است، دانشجوى خوب تربيت مى‏كند و تحويل جامعه مى‏دهد. جبهه‏ اى كه خيلى از جوانهاى كوچه و بازار را به اسلام آشنا کرد و آنان را از منجلاب فساد رهاند به اسلام حقيقى على(ع) آشنا کرد، اسلامى كه براى آن خونهاى بسيارى ريخته شد، تا به امت خمينى رسيد. اسلامى كه به وسيله خون بارور شده. و خون‏هاى شهدا اين اسلام را آبيارى کرده و حال خداوند تبارك و تعالى اين بندۀ گناهكارش را مورد لطف و كرمش قرار داد و به فيض شهادت رساند. شهید عليرضا مالكى

**********************

و اينك در سنگر، کنار چراغ فانوس و در كنار ديگر برادران كه بعد از دعاى كميل به خواب فرو رفته و تعدادى در گوشه و كنار سنگر و در كنار چراغ فانوس، مشغول نوشتن وصيت‏نامه هستند، چون امشب وسط دعاى كميل بود كه خبر دادن از قرارگاه نجف اشرف، آماده باش داده شد و دستور حمله نيز صادر شده كه برادر حسين عسكرزاده كه معاون گردان ولى الله بود، خبر داد: برادران همديگر را در آغوش بگيريد و ناله كنيد. گريه كنيد و از هم ديگر حلال بودن طلب كنيد و بعد از اين خبر كه همه‏ ى برادران خوشحال بودند، برادر عسگرزاده نوحه خواند.  شهيد حجت الله توسلى   
 
 **********************
غسل شهادت كرده‏ ام و آماده ‏ام براى جنگ در راه خدا و فدا شدن در راه او و براى او و سر خود را در كف و جان خود را در دست گرفته، در انتظار رسيدن لحظه‏ ى موعود، ساعت شمارى كرده تا به پيشگاه حق تقديم كنم تا شايد به اين وسيله بتوانم رضايت خداى جهانيان را برانگيزم و اين بنده‏ى ناچيز خود را از عذاب بزرگ قيامت در امان بدارد و مورد شفاعت پيامبر و آلش قرار دهد. شهيد رجبعلى نجفى