نگاهی به حماسه سازان نسل سوم انقلاب اسلامی
نسل سوم که پس از انقلاب رشد کرده، دارای تمایلات، آمال و آرزوهایی هستند که مقداری با تمایلات نسل انقلابی و پیشتر از آن، متفاوت است و به عبارت دیگر، اگر چه جوانان هنوز به انقلاب و مبانی آن وفادار هستند، اما این امید، تا زمانی است که واقعیت ها و انتظارات آنها تا حد قابل ملاحظه ای تحقق یابد و در غیر این صورت، تضمینی وجود ندارد که به آن چه شعار و هدف اصلی انقلابیون نسل اول انقلاب بوده، وفادار بمانند. نسل فعلی از انقلاب اسلامی انتظاراتی دارد که اولی ترین آنها، تأمین نیازهای مادی و معنوی است. اگر این نسل در سال های آینده به صورتی گسترده وارد سیستم اجرایی و سیاسی کشور شود و نظام مبتنی بر انقلاب، نتواند جواب گوی نیازهای مادی و معنوی آنها باشد و با نسل انقلابی و جنگ دیده، ارتباط عاطفی و روحی صحیحی نداشته باشد، آیا در باور و اعتقاد خود به انقلاب اسلامی تردید نخواهد کرد؟
در هر صورت، برای جلوگیری از این که انقلاب اسلامی بر اثر تحول و تبدیل نسل عامل انقلاب به نسل وارث انقلاب، دچار آسیب نشود، نخست باید به همین واقعیت، یعنی تحول کمی و کیفی جمعیت نوجوان و جوان جامعه، توجه کنیم.
گام بعدی، شناخت صحیح نسل کنونی و نیازهای واقعی این نسل است. برای شناخت جوانان امروز، باید با آنان معاصر شد و فهمید که در ذهن نسل جوان امروز چه می گذرد؛ آنان چه پرسش هایی دارند و چه نگرانی ها و دغدغه ها و حساسیت هایی؟ پرسش های ذهنی جوانان امروز، همان پرسش های جوانان سی سال پیش و بیست سال پیش نیست. در مباحث اعتقادی و دینی، آن چه که دیروز شبهه محسوب می شد، از اذهان محو شده، شبهات جدید بسیاری پدید آمده که باید در دفاع از اسلام و انقلاب اسلامی به آنها پاسخ داده شود. علاوه بر ذهن جوانان، زبان آنان نیز عوض شده، از این رو، با آنان، باید با زبان خودشان صحبت کرد. بخش عظیمی از جوانان امروز، به شدت تحت تأثیر اموری از قبیل هنر و ورزش قرار دارند و بدون آگاهی از این امور، آگاهی از ذهن و زبان جوانان، ممکن نیست.
وظیفه دیگری که بر عهده دو نسل اول انقلاب است، این است که خود در نظر و عمل، انقلابی باقی بمانند و ارزش های انقلاب را در وجود خود و در زندگانی و رفتار خود، بر پایه همان شعارهای اصیل انقلاب، حفظ کنند تا نسل سوم، انقلاب را در وجود نسل انقلاب کننده، به صورت عینی و واقعی مشاهده کند و آن را الگوی خود قرار دهد؛ چنانکه استاد مطهری می گوید: «اگر نسل سوم ما، بین گفتار و کردار رهبران دینی تضادی ببیند، نمی تواند به اندیشه و فکر آنان اعتماد کند و از آنان پیروی نماید؛ پس باید برای هدایت و رهبری نسل سوم، گام های نظری و عملی برداریم تا بتوانیم نسل سوم را با مسائل دینی آشنا سازیم».
برای تأمین نیازهای مادی و معنوی نسل سوم، برنامه ریزی های جامعی لازم است و تمامی سیاست های خرد و کلان و برنامه ریزی ها، باید در جهت شکوفا کردن ابعاد مثبت شخصیتی نسل سوم باشد و سیاست های نظام، باید به گونه ای باشند که بتوانند حداقل ها را برای تشکیل یک زندگی آبرومند، فراهم کنند؛ البته در سال های اخیر، جهش های بسیار خوبی در این زمینه صورت گرفته، اما نیازمند شتاب بیشتری است.
حماسه ۹ دي ماه ۱۳۸۸ را بحق بايد «انقلاب سوم » ناميد، چرا كه خصايص آن كمتراز يك بسيج اجتماعي و انقلابي نيست.اگرانقلاب ۱۳۵۷ را انقلاب اول و فتح لانه فساد امريكا را انقلاب دوم ناميديم، جشن پيروزي دي ماه ۱۳۸۸ را بايد پيروزي انقلاب سوم در مبارزه اي پيچيده و هشت ماهه بدانيم. حماسه ۹ دي از جهت حضور و بسيج اجتماعي، ايدئولوژي، رهبري واجد انطباق با يك انقلاب اصيل و مردمي است.
نيروهاي مؤمن به انقلاب اسلامي نمي توانند همانند فتنه جويان، اقدامات مكتبي را در راستاي ملي شدن صنعت نفت و انقلاب مشروطه بدانند، زيرا حماسه ۹ دي ريشه در عاشورا دارد و بايد به صورت مستقل، پيوند آن را با محرم ۱۳۶۱ برقرار نماييم،اما آنچه در سال ۱۳۸۸ غلبه داشت و خلأ آن در سال ۶۱ هجري حس مي شد بصيرت بود.
بمباران تبليغاتي و رسانه ها در سال ۱۳۸۸ هزاران برابرنسبت به تبليغات يزيديان در سال ۶۱ هجري بود اما اين ملت ايران بود كه سرفرازانه از آن حماسه بيرون آمد و اجازه فروغلتيدن عرق شرمندگي بر پيشاني خود را به تاريخ آيندگان نداد. حماسه ۹ دي را بايد بسان انقلاب ديگري مفهوم - سازي و در تاريخ انقلاب اسلامي ثبت نمود چرا كه در تطابق علمي با خصايص ا نقلاب هاي ا صلي هيچ خلائي در آن احساس نمي شود.
۱ - حضور توده مردم: مهمترين ويژگي انقلاب هاي اصيل آن است كه همه اقشار مردم در آن مشاركت دارند. به تعبير ديگر انقلاب توسط يك گروه خاص يا طبقه اي از مردم اتفاق نمي افتد بلكه در متن انقلاب، همه اقشار حضور دارند و سطح آن فراقشري و حوزه آن ملي است.انقلاب ۹ دي ماه از اين خصيصه برخوردار بود.
۲ - ايدئولوژي: هيچ انقلاب مردمي در جهان بدون ايدئولوژي نمي تواند به بسيج اجتماعي توده ها بپردازد. ايدئولوژي لازمه هر مبارزه اي است. همانگونه كه انقلاب اسلامي با ايدئولوژي اسلام برطاغوت و اربابان آن غلبه كرد.اسلام خواهي و تفكرعاشورايي جوهره مبارزه قيام ۹ دي بود و مردم ثابت نمودند كه رو ش هاي مدرن فتنه جويان مانند شبكه هاي اجتماعي و جنبش سازي مسير اصيل امام و انقلاب نيست و به تقليد كوركورانه از روش هاي وارداتي وقعي نمي نهند، بنابراين مردم حاضر در قيام ۹ دي بر مبناي ايدئولوژي اسلام به ميدان آمدند و از مردم سالاري ديني درذيل تفكر عاشورايي دفاع نمودند.
۳ - رهبري: وجود رهبري بصير، ايدئولوگ و مدير لازمه هر انقلاب مردمي است. رهبري معظم انقلاب از فرداي شروع فتنه، حكيمانه به دنبال شفافيت خطوط و جدايي حق و باطل بودند و فرياد اين عمار خويش را به همه جاي كشور رساندند و با منطق قوي و اغناء گر، فتنه جويان را موعظه كرده بودند. حماسه ۹ دي اگر چه مطالبه مستقيم رهبري از مردم نبود،اما منطق رهبري در مديريت صحنه پيچيده فتنه گون بر حضور ميليوني مردم مؤثر افتاد و پيوند ا مت – امام يك بار ديگر آزموده شد و مانور عملياتي آن به اجرا درآمد.
۴ - اهداف مبارزه: انقلاب اسلامي ۱۳۵۷ قيام ملت عليه استبداد و استكبار به صورت همزمان بود. ملت مي ديد كه چگونه پيوند بين استبداد و امپرياليسم ريشه هاي اعتقادي و عزت ملي و مرد مسالاري را در كشور لگدمال كرده ا ست. در قيام ۹ دي نيز اينگونه بود. ملت آمده بود تا اثبات نمايد سلطتنت طلبها و كمونيست ها و منافقين جديد و قديم و اربابان آنان نمي توانند مردمسالاري آنان را خدشه دار نمايند. به تعبير بهتر قيام ۹ دي قيام براي دفاع از حاكميت مردمي بود كه اراده كردند به نام حسين(ع) وانقلاب اسلامي مستقل زندگي كنند.
۵ - اصل تمام كنندگي: قيام ۹ دي همانند انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ تمام كننده بود. انتهاي نبرد نرم بود و همه قواي مردمي براي ضربه آخر بر اصحاب استكبار و فتنه به ميدان آمده بودند.
سرگيجه ناشي از آن حماسه بزرگ تا آنجا پيش رفت كه دولتمردان امريكايي ازهزينه كردن براي رسانه هاي ضدايراني و ضدانقلاب اسلامي دچار ترديد شدند و اثر اقدامات رسانه هاي خويش را بي فايده اعلام نمودند.
اگرازادبيات امام درباره جنگ تحميلي وام بگيريم، جنگ ما در هشت ماه نبرد مقدس نبرد فقر و غنا بود كه يك طرف آن ملتي مظلوم و مقاوم و بدون ابزار و يك طرف آن قدرت و ثروت و رسانه هاي غول پيكراستكبار قرار داشت، لذا پيروزي بر اهريمن زماني شيرين جلوه مي نمايد كه همه قواي اهريمن توسط جنود الهي درهم كوبيده شود. رفتار فتنه جويان در ۲۲ بهمن سال گذشته و ۱۶ آذر امسال نشان داد كه قواي اهريمني درهم كوبيده شده ا ست.
۶ – رويش هاي انقلابي نسل جديد: بسياري از جوانان و نوجواناني كه انقلاب امام (ره) و جنگ تحميلي را درك نكرده بودند به واسطه تقابل فتنه جويان با انقلاب اسلامي روح حماسي خود را در ميدان يافتند و از آن تاريخ به بعد سيل حضور جوانان در مساجد، بسيج دانشجويي و دانش آموزي قابل مقايسه با دوران قبل آن نيست.اين انقلاب انسان ساز را بايد همطراز با انقلاب اسلامي ۱۳۵۷گرامي بداريم وبراي تحليل آن سالها مطالعه شود و براي مقابله با فتنه هاي آينده به عنوان الگويي كم نظير ذخيره گردد. ملت ايران در اين روز به يادماندني ثابت نمود كه در تشخيص حق و باطل دچار ترديد نخواهد شد.
شماچه کردید؟