تبليغاتX
هشت سال دفاع مقدس وعکاسی
محمد تقی اوصانلو (فرمانده گردان غواصی)

در عملیات کربلای 5 به من گفتند که شما نیروهای خود را از دست داده اید و نمی توانید در این عملیات خط شکن باشید . با مسئولین صحبت کردم و گفتم، نیروهای زنجان نمی­توانند تحمل کنند که در پشت جبهه باشند. زنجان باید خط شکن باشد. در نهایت موافقت کردند و من به نیروهایی که از قبل آموزش دیده بودند با تلفن اطلاع دادم که ظرف 48 ساعت در منطقه حاضر شوند و بلافاصله در منطقه ای مشابه منطقه عملیاتی، آموزش های نهایی را در عرض یک هفته انجام دادیم.


 نوشته شده توسط یعقوبی در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 |  
سردار جهانبخش کرمی - فرمانده گروهان در عملیات بدر
گردان‌های زنجان که قبلاً در لشکر 17 علی ابن ابیطالب بودند، به لشکر 31 عاشورا منتقل شدند. گردان امام سجاد به فرماندهي [شهيد] حميد احدي، گردان حر و گردان علی اصغر به صورت سازمان یافته و تعدادی از رزمندگان زنجان هم در گردان‌های پشتیبان رزم در واحدهای لشکر 31 عاشورا سازماندهی و مشغول فعالیت شدند.
گردان امام سجاد(ع) به مدت یک هفته به سد دز اعزام شد که آموزش‌های آبی - خاکی ببیند. وقتی که لشکر مأموریت گردان امام سجاد را مشخص کرد، آقا حمید احدي اعلام کرد که شب جلسه داریم و تا رده‌ی فرماندهان دسته را به این جلسه دعوت کرد. حمید نقشه را کامل توجیه و مأموریت‌ها را مشخص کرد. قبل از عملیات بارها [شهید]حمید احدی، [شهید]میرزاعلی رستمخانی، [شهید]محمدناصر ‌اشتری منطقه را توجیه کرده بودند.[شهید]منصور سودی یکی از بچه‌های خط‌شکن، قهرمان و گمنام زنجان بود که در اطلاعات لشکر فعالیت می‌کرد. خط دشمن را شناسایی و فیلم‌برداری کرده بود. هنگام توجیه، فیلم خط دشمن را نشان می‌دادند، سنگرها تک تک مشخص بود که کدام تیربار و کدام آرپی جی است، عراقی‌ها چگونه تردد می‌کنند، چه زمانی نگهبان ها را تعویض می‌کنند و ... . وقتی رمز عملیات بدر اعلام شد، گردان‌های غواص بلافاصله حرکت کرده و به خط دشمن نفوذ نمودند. خط اول دشمن در شرق دجله سقوط کرد. به محض اینکه خط سقوط کرد آقا حمید دستور حرکت داد. بچه‌های گردان امام سجاد با قایق حرکت کرده و خود را به خط دشمن رساندند.


ادامه مطلب

 نوشته شده توسط یعقوبی در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 |  
سنگرسازان بی سنگر

درجریان هرعملیاتی من شاهد رشادت ها وایثار رانندگان لودر وبلدوزر بودم که چگونه دربرابر گلوله مستقیم تانک وزیرآتش فراوان دشمن،برای رزمندگان دلاور اسلام جان پناه می ساختند.درحالی که خودشان هیچ پناه وسنگری جز سایه حق وتوکل به خدا نداشتند.در یک عملیات راننده بلدوزری را دیدمکه سینه اش هدف تیر دوشکا واقع شدواز روی صندلی به پایین دستگاه افتاد.همان لحظه درحالی که دستگاه هنوز کارمی کرد وپیش می رفت،راننده دیگری سواربرآن شدوبه کاروی ادامه داد.چیزی نگذشت که اوهم به درجه رفیع شهادت نائل آمد.راننده دیگری برجای اونشست واو نیز پس ازمدتی درخون خودغلتید وبه آسمان پرکشید.به همین ترتیب،درمدت زمان کوتاهی پنج نفرازسنگرسازان بی سنگر یکی پس از دیگری به شهادت رسیدند.با این حال تاآن لحظه که من شاهد ماجرا بودم،حتی برای لحظه ای آن دستگاه از کار نیفتاده وهمچنان محکم ومقتدر به کارخود ادامه می داد.من از مشاهده این صحنه پرشور وحماسه به وجد آمده وهمان موقع عهدکردم که چنانچه از آن عملیات جان سالم به دربردم ،به خیل جهادگران مخلص، این سنگرسازان بی سنگر وسربازان گمنام امام زمان(عج)بپیوندم.


 نوشته شده توسط یعقوبی در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 |  
سقوط هواپيماي فالكون سپاه در 19 دي1384 در نزديكي فرودگاه اروميه


 نوشته شده توسط یعقوبی در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 |  
شهیدروحانی مهدی مغیث

نام پدر:عبدالحسین-تاریخ تولد:1337-محل تولد:اصفهان-محل تحصیل:مدرسه علمیه امام صادق(ع)اصفهان- تاریخ شهادت:21/10/1365-محل شهادت:شلمچه،کربلای5-مزارشهید:گلستان شهدای اصفهان

برگی ازشقایق:مدت سه سال ازچشمه جوشان معارف اهل بیت(ع)درحوزه برخوردارشد،هرچنددردانشگاه نیز جزو پذیرفته شدگان بود.شهیدمهدی مغیث،مجاهدی مبارزبودکه قبل ازانقلاب اسلامی درتضاهرات مردمی نقش فعال داشت وچندین باربه خاطرسخنرانی های افشاگرانه،ازطرف مأموران ساواک به اوتذکراتی داده شدویک بارهم موردهجوم آنهاقرارگرفت.اودردوران خدمت وظیفه درحاکمیت طاغوت،به دستورامام خمینی(ره)پادگان راترک کردویکی دوهفته به طورمخفیانه به مبارزات جدی خودادامه داد.دردوران دفاع مقدس عازم جبهه ها شد.یک باردریکی ازمناطق عملیاتی به همراه همرزمانش به ساختن پل شناورمشغول بودند.چندبار،باآماده شدن پل،عراقی ها آن رامنهدم می کردند.مهدی مغیث که اززیرکی خاص برخورداربود.باکشیش دائم جاسوسی را شناسایی کردکه اطلاعات رابه عراقی هامی داد.عملیات کربلای5برای اونقطه پروازشدتادرسرزمین شلمچه مرغ جانش تاسدره المنتهی پروازکندوبه الی ربک المنتهی برسدودرهمانجابودکه ترکش متجاوزان بعثی،قلب وصورتش رابه خون کشیدوپس ازنه روزجسدپاکش به دست خانواده بزرگوارش رسید.

گلواژه:امام خمینی(ره):خدامی داندکه راه ورسم شهادت کورشدنی نیست واین ملت هاوآیندگان هستندکه به راه شهیدان اقتداخواهندکرد.منبع(کتاب کنگره شهدای طلبه وروحانی استان اصفهان)


 نوشته شده توسط یعقوبی در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 |  
اهمیت دادن به کلاس
خصوصیات امام این بود که به کلاس درس خیلی اهمیت می دادند؛به طوری که خود ایشان همیشه سروقت حاضر می شدند.حتی یک دقیقه هم تأخیر نمی کردند.فراموش نمی کنم وقتی که درس می فرمودند ،بعضی از کسانی که در درسشان شرکت می کردند،مرتب نمی آمدند.مثلأ چهار یا پنج دقیقه دیرتر وارد جلسه درس می شدند.چون ایشان خیلی به نظم مقید بودند،یک روز در جلسه درس فرمودند:*ما باید منظم در درس حضور پیدا کنیم .چنانکه درموقع رفتن از اینجا،همه باهم بیرون می رویم؛باید موقعی هم که برای درس می آییم،همه باهم وارد جلسه درس بشویم.تأخیر بعضی از افراد باعث می شود که درس را درست نفهمند.*(منبع:کتاب سلسله موی دوست،خاطرات دوران تدریس امام به نقل ازشاگردان)


 نوشته شده توسط یعقوبی در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 |  
شهیدمحمدحسن بیگدلی


 نوشته شده توسط یعقوبی در جمعه هجدهم فروردین 1391 |  
نوجوانی شهیدمهدی زین الدین
یک روزگرم تابستان،بامهدی وچندتاازبچه های محل،سه تاتیم شده بودیم وفوتبال بازی می کردیم.تیم مهدی پاس دادند،اوهم فرصت خوبی برای خودش فراهم کرد؛توی همین لحظه حساس به یک باره مادرمهدی آمدروی ترسان خانه شان که داخل کوچه بودوگفت:مهدی،برای ناهارنون نداریم،برواز سرکوچه نون بگیرمادر.مهدی که توپ رانگه داشته بود،دیگرادامه نداد.توپ رابه هم تیمی اش پاس دادودویدسمت نانوایی!(منبع:کتاب یادگاران،ص2)


 نوشته شده توسط یعقوبی در شنبه دوازدهم فروردین 1391 |  
شهيد حبيب اله گوزليان

شهيد حبيب اله گوزليان

حبيب اله در سال 1344 در استان زنجان به دنيا آمد. او بعد از اتمام تحصيلاتش در دانشگاه تهران رشته فلسفه ادامه تحصيل داد. هنگام شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران  به جبهه‌اعزام شد. بعد از مبارزات طولاني بر عليه كفر در تاريخ 4/12/1365 در عمليات كربلاي 5 در شلمچه نداي حق را لبيك گفت و به ديدار معشوق شتافت. راهش پررهرو و يادش گرامي باد.


 نوشته شده توسط یعقوبی در پنجشنبه دهم فروردین 1391 |  
وصیتنامه غواص شهید محمودسهرابی
...ای جوانان!نکندکه دررختخواب ذلت بمیرید که حسین(ع)آگاهانه درمیدان نبرد شهید شد ومبادادرغفلت بمیرید که علی(ع)درمحراب عبادت شهیدشد.ای مادرومادران دیگر!مبادااز رفتن فرزندانتان به جبهه خودداری کنید که فردا درمحضرخدا نمی توانید به زینب(س)که 72شهیدرا تحمل نمود،جواب بدهید وچون مادروهب ازیاران حسین(ع)باشیدکه وقتی سرفرزندش رابه سویش پرتاب کردند،نگرفت وگفت:من سری راکه درراه خدا داده ام پس نمی گیرم.خواهران عزیز!حجاب یکی از مسائل مهم اسلامی وازواجبات است.مبادا حجاب اسلامی رافراموش کنید که خواهرم!حجاب توکوبنده تر ازخون سرخ من است.مادرم،برادرم وخواهرم!قامتتان رابلند گیرید واستوار بایستید وندای الله اکبروخمینی رهبرسر دهید وسخن شهیدان راه خدا رابه گوش مردم برسانید که سخن ماپیروی کردن ازخدا وقرآن وخمینی کبیراست.سخن ما آگاهانه زیستن است وآگاهانه مردن.

 نوشته شده توسط یعقوبی در یکشنبه ششم فروردین 1391 |  
شهید عباس منتخبی و ابوالفضل خدامرادی

 

یک روز قبل از عملیات که در سنگرهای نزدیک اروند مستقر شده بودیم

استرس عملیات از یک طرف وتکاپوی آماده شدن وجمع و جور کردن اسلحه ومهمات از طرفی

همه رو مشغول کرده بود .یا بهتره بگم ذهن منو مشغول کرده بود.

در این بین آرامش عباس توجه منو به خودش جلب کرد!!!

دیدم مفاتیح رو برداشته داره دعای جوشن کبیر رو میخونه.

"سبحانک یا لا اله الا انت الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب"

صبر کردم دعا رو تموم کنه. بعد رفتم پیشش نشستم تو گوشش

گفتم:عملیات که شروع شد نزدیک

من نمون میترسم ترکشات منم بگیره.

شب سرمون زیر آب بود متوجه شدم عباس از پشت با دستش به پام

میزنه .

دستمو بردم به طرفش دستمو گرفت محکم فشرد .اون لحظه متوجه

منظورش نشدم

چند لحظه بعد که با داد وفریاد بچه ها سرمو از آب در آوردم دیدم بیرون

آب جهنمیه.


ادامه مطلب

 نوشته شده توسط یعقوبی در شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 |  
محبت به کودکان

امام دربرخوردهای خصوصی باافراد،به خصوص کودکان،عواطف خودشان راخیلی روشن ومشخص ودرکمال محبت نشان می دادند.وقتی کودکی باوالدینش نزدایشان می آمد،دردرجه نخست به اوتوجه می کردندومحبت خودشان رانشان می دادندکه ازعلائم این ابرازمحبت،گرفتن دست بچه هامیان دستانشان وزدن روی دست ویالمس کردن گونه های آنهابود.


 نوشته شده توسط یعقوبی در شنبه بیستم اسفند 1390 |